|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه 28 اسفند1384ساعت 0:33 توسط مانی روشن
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در جمعه 26 اسفند1384ساعت 22:27 توسط مانی روشن
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 24 اسفند1384ساعت 17:22 توسط مانی روشن
|
|
||
|
|
|
|
|
پیشگفتار مازیار رازی به «مارکسیزم دوران ما» اثر لئون تروتسکی در راستای تدارک نظری علیه نظام سرمایه داری طبقه کارگر ایران، در دوران حساسی و سرنوشت سازی قرار گرفته است. فعالیت های عملی ضد سرمایه داری طبقه کارگر ابعاد نوین و رادیکالی به خود می گیرد. هدف نهایی طبقه کارگر به گفته کارل مارکس سازمان دادن "قهر مادی" برای "متشکل کردن پرولتاريا در قالب يک طبقه، سرنگون کردن سيادت بورژوازی، و تسخير قدرت سياسی بوسيله ی پرولتاريا ....و الغاء مالکيت خصوصی .." است. کتاب مارکسیرم دوران ما (در یک فایل) ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 14:44 توسط مانی روشن
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه 21 اسفند1384ساعت 21:4 توسط مانی روشن
|
|
||
|
|
|
|
|
"کمیته هماهنگی برای ایجاد تشکل کارگری"
در کجای جنبش کارگری قرار دارد؟ "کمیته هماهنگی" اطلاعیه ای با عنوان: « برای مقابله با موج سرکوب کارگران متشکل شویم» صادر کرده است. "کمیته هماهنگی" در این اطلاعیه ضمن اشاره به موارد متعدد سرکوب و بازداشت و در ادامه مینویسد« اما درس مهمتر و بزرگتری که باید از این واقعیت تلخ بگیریم این است که آنچه سرمایه را این گونه هار و سرکوبگر کرده فقط و فقط ضعف ما است. اگر سرمایه این گونه یکه تازی و قلدری می کند علت آن است که ما در مقابلش زانو زده ایم. بیایید به پا خیزیم! نقطه ضعف اصلی ما نداشتن تشکل ضد سرمایه داری است.» ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 20 اسفند1384ساعت 20:38 توسط مانی روشن
|
|
||
|
|
|
|
|
جوان سوسیالیست شماره ۲۹ انتشار یافت
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 18 اسفند1384ساعت 14:47 توسط مانی روشن
|
|
||
|
|
|
|
|
با «لباس شخصی ها» مقابله کنيم! در تظاهرات مسالمت آمیز جشن روز جهانی زن در پارک دانشجو، بار ديگر چهره های کريه لباس شخصی ها دیده شدند. اینها همراه با «نیروی ضد شورش» دولت سرمایه داری (پلیس) به ضرب و شتم زنان مبارز پرداختند. ماهيت «لباس شخصی ها» بر کسی پوشيده نيست. اينها مزدورانی هستند که توسط هيئت حاکم به صورت «غير رسمی» و در «کنار» مقامات رسمی، استخدام شده، تا هر گونه حرکت مستقل زنان و دانشجويی را در نطفه خفه کنند. بنا بر شواهد عينی، اين مزدوران مسلح به سلاح های گرم و بی سيم بوده و دستورات خود را از «مرکز» عمليات خود دريافت می کنند. زنان نيز مانند هر قشر تحت ستم اجتماعی حق دارند که به هر شکلی که خود تشخيص می دهند برای تحقق مطالبات خود، مبارزه کنند. و هيچ فرد، دسته، حزب و دولتی حق جلوگيری از آنها را ندارد. بديهی است که روش مقابله با اين مزدوران به شکل مسالمت آميز به نتيحه نمی رسد. مذاکره با «زبان خوش» با کسانی به نتيجه مطلوب می رسد که آنها نيز به اصول اوليه دمکراتيک معتقد بوده و با قصد و غرض حقوق دمکراتيک مردم را پايمال نکنند. زنان و جوانان پيشرو برای مقابله با «لباس شخصی ها» تنها يک روش در مقابلشان باقی مانده است: سازماندهی کميته های مخفی دفاع از خود. آنها بايستی کميته های مخفی و ضربتی خود را ايجاد کنند! اين اوباش و اراذ ل بايستی توسط کميته های مخفی دانشجويی شناسايی شده و به هر شکلی که خود کميته ها صلاح دانسته، عمليات مخرب آنها متوقف شود. در وضعيت کنونی، مبارزه برای خنثی سازی عمليات اين اوباش، با گسترش آزادی های دمکراتيک گِره خورده است. جوان سوسیالیست 17 اسفند 1384 |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 17 اسفند1384ساعت 23:58 توسط مانی روشن
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه 14 اسفند1384ساعت 20:8 توسط مانی روشن
|
|
||
|
|
|
|
|
کارگران شرکت واحد را تنها نگذاریم! 10 اسفند 1384 با مشاهده تهاجم صاحبان سرمایه علیه کارگران اتوبوسرانی تهران و خانواده های آنان به ویژه در 8 بهمن 1384، بی شک احساس تمام کارگران مملو از انزجار و عصبانیت نسبت به چنین برخوردهای مغرضانه و غیر انسانی بوده است. تداوم دستگیری منصور اسانلو و اکثر رهبران سندیکای شرکت واحد و ارعاب ممتد خانواده های آنان و بلاتکلیفی بسیاری از دستگیرشدگان، این سؤال را در اذهان کارگران طرح می کند که در وضعیت کنونی چه باید کرد؟ در شرایطی که دولت سرمایه داری شمشیر را از رو بسته و مصمم به شکستن اعتصاب کارگران شده است؛ در وضعیتی که در سایر کارخانه ها وزارت اطلاعات فشارها بر کارگران فعال را افزایش داده و برای آنها خط و نشان می کشد؛ در شرایطی که از دست دادن کار و دستگیری منجر به گرسنه ماندن خانواده های ما کارگران می گردد؛ در زمانی که کوچکترین اعتراض فعال ما سرنوشتی مشابه سرنوشت کارگران شرکت واحد دارد، چه باید کرد؟ ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 9 اسفند1384ساعت 17:34 توسط مانی روشن
|
|
||
|
|
|
|
|
آنتونیو نِگری درچشم اندازتاریخی الكس کالینیکوس |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 4 اسفند1384ساعت 19:28 توسط مانی روشن
|
|
||
|
|
|
|
|
اعتصاب سندیکای شرکت واحد: پیامدها و نتایج آن هيئت تحريريه نشريه جوان سوسياليست روزهایی پشت سر گذاشته شد که پر بود از التهاب. بوی دگرگونی از هر سو به مشام می رسید و هنوز هم می رسد. اعتصاب کارگران شرکت واحد سرکوب شد تا توهمی به نام "احمدی نژاد" و دست یاری او به توده های زحمتکش از بین برود. دیگر توده های مردم فریب ظاهر و بیانات احمدی نژاد را نخواهند خورد چرا که همگی آنان ، 1500 نفر دستگیری و 500 نفر زندانی در اوین را دیدند. همه دیدیند که اوین پر شد، همه دیدند که مأموران رژیم حتی به کودکان نیز رحم نکردند. رویای تغییرات آرام و مسالمت آمیز در ایران به دست فراموشی سپرده شد، برای همیشه! اعتصاب کارگران شرکت واحد شکسته شد و علیرغم سرکوب شدید آن، پیامدهای مثبتی را نیز در پی داشت، پیامدهایی که نه به واسطه ی سرکوب بلکه به دلیل خود اعتصاب و ماهیت حرکات اعتراض آمیزی از این دست در جامعه ی ایران به وجود می آیند و خود اثبات کننده ی بسیاری از مسائل و امور[مانند انقلاب یک ضرب سوسیالیستی و نه بورژوا دموکراتیک] هستند. اما این پیامدها و نتایج چیست اند؟ ما در زیر به طور اجمالی به بررسی آن ها می پردازیم: از بین رفتن توهم کارگران: پس از شکست عملی و تئوریک جریان موسوم به اصلاحات و نمایندگان آن، خاتمی و معین، توده های زحمتکش مردم که تنها هدف و تلاش شان این بود که وضع اقتصادی روز به روز بدتر شده ی خود در دوره ی ریاست جمهوری خاتمی را اندکی بهبود بخشند؛ از این رو تعداد نه چندان اندکی از آنان رو به احمدی نژاد و شعارهای عوام فریبانه اش آوردند. بسیاری از کارگران نیز به گمان این که احمدی نژاد روند خصوصی سازی صنایع گوناگون را متوقف خواهد کرد ، هواخواه او شدند و در انتخابات فرمایشی رژیم به او رأی دادند. با گذشت مدتی از آغاز دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد، نه تنها روند خصوصی سازی قطع و حتی کند نشد بلکه ما شاهد اطمینان بخشی دولت جدید به سرمایه داران بورس باز بودیم. اینان تا آنجا پیش رفتند که حوزه های علمیه را، که عملاً نمایندگان بورژوازی سنتی و بازاری است، نیز به مشارکت در بورس دعوت کردند. در کنار همه ی این موارد، هیچ خبر از برخورد به اصطلاح قاطع کوتوله ی سیاست جمهوری اسلامی با مفاسد اقتصادی نشدند چرا که اصولاً «چاقو دسته ی خود را نمی برد!» بدین ترتیب بسیاری از رأی دهندگان به احمدی نژاد (منظور آن دسته ای است که منافع اقتصادی آنان در گرو قدرت گرفتن جناح خاصی ار رژیم نیست) و هوادارانش ، کم کم از او دلسرد شدند. در این میان کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، یک سری مطالبات بسیار معمول و طبیعی را مطرح کردند (مانند درخواست تحویل لباس های فرم و رسمی) که با برخورد غیرمنتظره ی رژیم روبرو شدند و به دنبال آن نیز واکنش هایی از خود نشان دادند که رادیکال ترین آن را در قالب اعتصابی بی سابقه در تاریخ بیست و چند ساله ی رژیم جمهوری اسلامی نمایان شد. آنچه بدیهی است، سرکوب تمامی این اعتراضات از جانب دولت است، چیزی که شاید در خرداد ماه 1384، هنگامی که توده های زحمتکش به پای صندوق های رأی می رفتند، هرگز فکرش را نمی کردند! اما همگان دیدند که این سرکوب اتفاق افتاد و عملاً دولت حامی محرومان به دولت سرکوب محرومان بدل شد و به جای آنکه نفت و نان را در سفره ی مردم بیاورد، زندان و شکنجه را در دامان آنان گذاشت. همه ی این عوامل دست به دست هم دادند تا بسیاری از کارگران و حتی برخی از محافظه کارترین آنان، خود مبدل به مبارزینی رادیکال شدند؛ همانگونه که در اعتصاب سندیکای کارگران شرکت واحد اتفاق افتاد. اکنون جا دارد تا مسأله ی دیگری بررسی شود و آن روند خودبه خودی رادیکال شدن مبارزات در ایران است که در زیر به برسی مختصر آن می پردازیم: پروسه خودبه خودی رادیکالیزه شدن اعتراضات در ایران: اعتصاب اخیر نشان داد که در کشورهایی نظیر ایران، که سرمایه داری در آن ها رشد متعارف و منطقی خود را طی نکرده است، بر خلاف کشورهای پیشرفته، هر گونه اعتراض صنفی و خواسته ی جزیی به خودی خود تبدیل به اعتراضی عظیم می شود که نهایتاً هدف آن می تواند تغییر سیستم و نظام [اجتماعی] موجود باشد. لذا در چنین شرایطی بحث های بی فایده، تخریبی و فرقه گرایانه علیه سندیکالیست هایی همانند اسانلو و راستگرا یا رژیمی خواندن آنان، کاری است غلط چرا که این اتهامات اساساً واهی می باشند؛ شاهدی که می توان بر این ادعا آورد با شکوه ترین اعتصاب بیست و چند ساله ی اخیر در ایران است. این ویژگی کشورهایی مانند ایران به خودی خود ثابت می کند که مطرح کردن مطالبات دموکراتیک و حداقلی عملاً بیهوده بوده و راه به جایی نخواهد برد. زیرا مبرهن است که رژیمی که تاب تحمل تشکلی همچون سندیکا را ندارد، چطور می تواند تن به درخواست هایی همانند آزای بیان، آزادی تشکل، اعتصاب و ... دهد؟ نتیجتاً این قبیل نظامات اجتماعی – سیاسی اصولاً غیرقابل اصلاح و رفرم هستند. در چنین سیستم هایی مطالبات کارگری، که معمولاً از سطح حداقلی شروع می شود، به خودی خود مبدل به خواسته های انتقالی می شود که تحقق آن مستلزم شکسته شدن چارچوب نظام سرمایه داری است و منطقاً پیامد آن انقلاب خواهد بود. در این اعتصاب ما دقیقاً شاهد چنین روندی بودیم که بسیار منظم طی شد. در ابتدا بحث بر سر خواسته های بسیار جزئی صنفی کارگران بود اما با گذشتن زمان و برخورد نامناسب رژیم [که اصولاً جزیی از ماهیت آن است] ما شاهد رادیکال شدن شدید و سریع مبارزات و حتی پراتیک بسیاری از رهبران ایم مبارزه بودیم. چه کسی تصور می کرد که روزی سندیکالیست ها به فعالین خود پیشنهاد مخفی شدن را بدهند؟ چه کسی می توانست تجسم کند که سندیکایی که با ماهیت رژیم [زمانی] هیچ مشکلی نداشت، امروزه خواب را از سر حاکمان جمهوری اسلامی می رباید؟ شکل گیری اتحاد عملی اعلام نشده در میان دیگر اقشار: در اقدامات حمایتی صورت گرفته از اعتصاب کارگران شرکت واحد، طبقه کارگر ایران و به خصوص قشر پیشرو آن ثابت کرد که تا چه حد پیشرو نیست! آفتی به نام فرقه گرایی به جان کارگران پیشرو افتاده و تا کنون آنان را از این آفت رهایی در کار نبوده است. اگر دانشجویان چپ را بخشی از روشنفکران سوسیالیست به حساب آوریم، آن گاه به این نتیجه می رسیم که روشنفکران از کارگران بسیار جلوتر هستند. در میان دانشجویان و اصولاً روشنفکران کارگری، اتحاد عملی اعلام نشده شکل گرفت. اتحاد عملی که می توانست و هنوز هم می تواند گسترده تر شود. اما در آن سو کارگران پیشرو چه کردند؟هر محفل و دسته به طور جداگانه اعلامیه ای حمایتی صادر کرد تا تنها خودشان از حمایت خودشان مطلع باشند و این امر بدین معنا است که بازخورد اجتماعی چنین حمایت ها و حرکت هایی صفر است! اکنون زمان آن رسیده تا کارگران پیشرو و مبارز از اتاقک های سلول مانند خود بیرون آیند، باید درها را باز کنند و فرقه های میکروسکوپی شان را نابود کنند، چرا که در صورت ادامه ی چنین روندی ، این دوستان بسیار ایزوله تر از آنچه هستند خواهند شد. این وضعیت اسف انگیز پشروهای کارگری در ایران، در شرایطی ادامه می یابد که بارها و بارها پیشنهاد اتحاد عمل از سوی بسیاری از رفقا و دیگر دوستان به آن ها داده شده است. نمونه ی بارز و مشخص آن پیشنهاد اتحاد عمل سراسری بود که در اول ماه مه سال 1384 توسط رفقای کمیته اقدام کارگری به این دوستان داده شد که با عدم استقبال اینان روبرو گشت. اگر آن اتحاد عمل شکل گرفته بود، آیا وضعیت سندیکای شرکت واحد چنین بود؟ آیا در آن صورت رژیم توانایی سرکوب گسترده و دستگیری 1500 نفر را داشت؟ درک لزوم ایجاد تشکیلات مخفی و سراسری کارگری: نکته ای که در این اعتصاب ، بیش و پیش از هر موضوع دیگری به فعالین کارگری و کمونیست ثابت شد، شکست پذیری و عدم هماهنگی نیروهای پیشرو طبقه کارگر ایران بود. این نقطه ضعف دقیقاً به دلیل عدم وجود عنصری به نام حزب پیشتاز طبقه کارگر به وجود آمده و هر روز بیشتر از دیروز خودنمایی می کند! امروز، اگر چنین حزبی در ایران وجود داشت، طبقه کارگر می توانست با یک سلسله اعتصابات منظم رژیم را به عقب براند و یا حتی فراتر از آن به نابودی کشاند. این حزب، اگر ساخته شود، خواهد توانست تمامی اقدامات مترقی کارگران را سازمان و ساماندهی کند، به آنان افق دهد و برنامه ی آنان را تعیین کند. اما شاید پرسیده شود که این حزب چگونه و به دست چه کسانی به وجود خواهد آمد؟! پاسخی که می توان به این سوالات داد چنین است: بی شک این حزب نه به وسیله ی عده ای روشنفکر و در اتاق های دربسته، بلکه به دست پیشروان و رهبران عملی طبقه کارگر و با همکاری روشنفکران کمونیست ساخته می شود. یعنی این حزب ترکیبی است از دو بخش کارگر-روشنفکر و روشنفکر-کارگر؛ و همچنین مسلم است که راه ساختن چنین حزبی از در واقع تمرینی است برای ایجاد حزب) نه ملغمه هایی همچون تشکیلات سراسری توده های کارگر و یا احزاب هرز و بد قواره ای مانند حزب کمونیست کارگری؛ چرا که هر دو این ها در اعتصاب اخیر بی عملی و در واقع پوک بودن و ناکارآمد بودن شان را اثبات کردند. وظیفه کمونیست ها در شرایط فعلی طبقه کارگر ایران: در حال حاضر وظیفه ی کمونیست ها چیست؟ آن ها در برابر این آشفته بازاری که رژیم در میان پیشروان کارگری به وجود آورده است چه باید انجام دهند؟ به اعتقاد نشریه ی جوان سوسیالیست، تمامی نیروهای مترقی باید در راستای ایجاد حزب پیشناز انقلابی گام بردارند و برای این کار باید از پیشروهای کارگری آغاز کنند و فارغ از هرگونه فرصت طلبی و فرقه گرایی، رو به ایجاد هسته ها و گروه های مخفی انقلابی (که متشکل از کارگران و روشنفکران است) به عنوان نطفه های حزب آینده آورند. لذا ما بهترین و عملی ترین راه حل ممکن را در حال حاضر طرح پیشنهادی رفیق مازیار رازی در موخره ی مقاله ی «حزب، ابزار برافروختن اخگر به شعله» می دانیم1 و از همه ی کارگران و روشنفکران پیشرو، خصوصاً دانشجویان کمونیست، می خواهیم که در راه عملی کردن این پیشنهاد ما را یاری دهند. چنانچه دیگر رفقا و فعالین کمونیست پیشنهاد دیگری دارند، درخواست داریم که با مطرح کردن آن گامی در راستای تشکیل حزب طبقه ی کارگر بردارند. هيئت تحريريه نشريه جوان سوسياليست 24 بهمن 1384 |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 1 اسفند1384ساعت 16:50 توسط مانی روشن
|
|
||